خانم جلالپور

خانم جلالپور

 

 متن زیر بی هیچ دخل و تصرفی از کتاب چوپانان در گذر زمان تالیف استاد حسین میرزابیگی نقل شده است

 پس از تاسیس دبستان دخترانه چوپانان، خانم فرخنده جلالپور که بیش از پانزده سال نداشت با در دست داشتن گواهینامه سال چهارم ابتدایی که در آن زمان مدرک ارزشمندی بود به دبستان مراجعه می کند و اعلام همکاری می نماید. همکاریش پذیرفته می شود و مدت شش سال بصورت افتخاری آموزگاری دو کلاس دبستان جدید التاسیس را عهده دار می شود و ضمن ان به تحصیل خود ادامه می دهد تا سر انجام موفق به اخذ گواهینامه ششم ابتدایی می شود و همین مدرک زمینه استخدامی وی را فراهم می نماید. وی مدت بیست و یکسال در چوپانان (موطن خود) به کار معلمی اشتغال داشت ولی ادامه تحصیل فرزندانش او را ناچار به هجرت نمود. اولین اقامتگاه او انارک بود که به مدت سه سال ماندگار آنجا شد. وی از این فرصت استفاده کرد و مدرک سیکل(دوره اول دبیرستان) را که در ارتقای شغلی او موثر بود اخذ نمود. آنگاه به نایین آمد و مدیریت دبستان عفتیه محمدیه به وی سپرده شد و در نهایت در مهر ماه 1360 به افتخار بازنشستگی نائل گردید. او حقیقت مرگ را در حالی پذیرفت که از خود سه فرزند پسر و پنج فرزند دختر باقی گذارد و عجبا که دختران ،هر پنج نفر میراث دار شغل مادر شدند و اگر شمعی خاموش شد، پنج شمع فروزان دیگر در صحنه علم و دانش جای او را گرفتند. زندگیش تماما با تلاش و کوشش همراه بود. ...روحش شاد و یادش گرامی باد.

در پایان این را اضافه کنم که به هنگام تهیه زندگینامه این مرحوم از یکی از دختران وی خواستم تا در چند جمله مادرش را معرفی کند. او چنین گفت: "مادرم فرخنده جلالپور زنی بود که ثابت کرد در دوران بایدها و نبایدها در اوج محدودیت ها میتوان اقتدار هستی بخش زن را به تصویر کشید. او در عصری می زیست که شاید آتش تلاش هزاران زن برای اثبات خویشتن به خاکستر تبدیل می شد ولی توانست در عین ایفاگری نقش مادری از پس فراز و نشیب های هنر مقدس معلمی به خوبی بر آید و شاید همین روحیه تلاش و استقامت او بود که پنج دخترش نیز به پیروی از مادر راه مقدس و کار انبیایی او را برگزیدند. طلوعش در چوپانان 3 اسفند 1314 و غروبش در نایین 30 آبان 1381 رخ داد.   (ر، ک : میرزابیگی، حسین، چوپانان در گذر زمان، ص 56 )

/ 6 نظر / 52 بازدید
مجید عسکر یان

روحش شاد ویادش گرامی باد اقتخاری بود برای چوپانان

فریده

روحشون شادویادشون گرامی باد .معلم کلاس اول ما بود خیلی دوستشون داشتم .ایشان منو باسواد کرد .ودر کارشان بسیار جدی بودند.بهشت جایگاهشون باشد

كتايون

خاله زاده ي عزيز از اينكه نام و خاطره ي مادر عزيزم را در اذهان زنده كرديد بسيار متشكرم. اينشاالله كه هميشه سالم و پايدار باشيد.

محمد هادی بلوچی

ممنونم که یاد مادر عزیزمان را برای همه زنده کردید

وحيد ايران پور اناركي

خدايش بيامرزد. من نمي شناختمشان. بسيار همت داشته اند.

عباس فردوسيان

خدا رحمتشون كنه و ممنون از شما كه اين مطالب رو در اختيار ديگر ان قرار ميدين....من هميشه عاشق اين بودم كه مادربزرگم واسم از گذشته هاى چوپانان و انارك تعريف كنه ساعتها پاى خاطراتش ميشستم و گوش ميكردم از آدماى قديم و اتفاقات اون زمان،،،،، ممنون كه مجدد خاطره ها رو زنده ميكنين.