یکی از بیاد ماندنی ترین عروسی هایی که در چوپانان برگزار شد، عروسی یکی از معلم ها بود. معلمی مهربان، متین، محجوب ، خوش رو ، خوشتیپ و دلسوز. و دوست داشتنی نه برای بچه درسخوان ها که برای همه. او که بیشتر تشویق می کرد، تنبیهش هم دلچسب بود و کینه به دل نمیگذاشت، چرا که عطوفتش پدرانه بود و مهرش صادقانه و شخصیتش الگو.

مردم در حیاط بزرگی که باغچه ای گود در وسط داشت، جمع شده بودند. بچه ها رودرواسی را کنار گذاشتند و نه از ترس تنبیه و نه برای نمره ، که از روی علاقه به معلمشان که داشت داماد می شد با هرچه قری که در کمر انباشته داشتند، مجلس را گرم کردند. هر کس هر هنری ازش ساخته بود اگر شده به تکان دستی و لرزش کمری، ارائه داد . شب شادی بود و فرخنده . عطر   کاهگل و علف باغچه ی نمور از باران ساعتی قبل، همه را سر مست کرده بود.

بعد از رقص بچه ها، نوبت هنرنمایی بزرگترها شد. بعد از فیلبان، نوبت به آسیابان رسید و پس از آن، رو-و-رو و زالو و.... در کمتر جشنی همه ی این نمایش ها اجرا می شد، زیرا اجرای آن ها تخصصی بود و کار هر کسی نبود. دست آخر، نوبت به اجرای تآتر رسید که منهم نقش کوچکی  در آن داشتم و یکی از معلمها کارگردانی آن را به عهده داشت. شیوه اجرای آن روحوضی بود و چون امکانات اجرای روی حوض را نداشتیم، پس در وسط باغچه، جایی که کمترین آسیب  به گل و گیاه برسد در نظر گرفته شد. دکوراسیون که فقط یک میز و چند صندلی بود چیده شد و نمایش در مقابل سکوت تماشاگران که دور تا دور باغچه در سه-چهار ردیف پشت سر هم ایستاده بودند اجرا شد. نمایشنامه کمدی بود و بازیگر نقش اول هم بسیار هنرمند، او توانست ساعتی مردم  را بخنداند. خاطره این عروسی شاید تا زمان های دور از یاد ها نرود.

اگر گفتید عروسی کی بود؟   

 -------------------------------------------------------------------------------

عروسی :استاد فرزانه جناب آقای میرزا بیگی

کی : حدود 50 سال پیش

کجا : منزل جواد ( پدر عروس )

کارگردان تئاتر : استاد بزرگوار جناب آقای کریم حسنی

بازیگر نقش اول : ماشالله فرج پور

فیلبان : محمد علی رادیو و حسین محسن

زالو گزید : یدالله

داریه : میرگل ، استا غضنفر و علی اصغر

رقص : اسفندیار ، حسن لطفعلی ، حسین آخوندی ، اقبال ، فضل الله افضل و خیلی های دیگر