چه خواهی کرد............؟

چه خواهی کرد............؟

 اگر زنجیرها، دیوارها، سلولهای تنگ و مرگ آلود

دمی قفل خموشی از زبان خویش بردارند

اگر هراستخوان، هر پاره دل، هر چشم بیرون جسته از وحشت

درون گورهای سرد و صامت، در سخن آید

ز ژرفای زمین  بیرون جهد خون چشمه ای جوشان

اگر خون جوانان، کودکان، پیران

اگر در آسمان ها بانگ برخیزد

اگر از پرده، این بیدادها، این زجرها، این تیره بختی ها

و این آدم کشی ها، این قساوت ها، برون ریزد

چه خواهی کرد....................ای انسان

چه خواهی کرد....................ای انسان

در آن دوران وحشت زای بیداد آفرین، آن شب

 که من از بطن مادر، در میان غرش طوفان و خشم بادها، در کاهدان زادم

بهر سویی پرستوی نگاهم پرکشید، آن جا سیاهی بود

سیاهی بود

در آن شب اختری حتی نمی خندید

و من آن شب، چو در آیینه ی چشم سیاه مادرم نقش سیاه خویش را دیدم

بخود یکباره لرزیدم

و از رنگ سیاه خویش ترسیدم

از این رنگی که تنها ارمغان آن اسارت بود

از آن پس روزها، در دشت های بیکران و کشتزاران تهی از آب

 بزیر آفتاب داغ صحرا، در میان شعله های دوزخ خورشید

که مغز استخوان ها را چو سرب داغ می جوشاند

کنار یکدگر، ما بردگان بیکس و مطرود

 بسختی پا برهنه پای خونالود

و دستان ضعیف و ناتوان، کز بنیه می ترکید

بفرمان شما

آی...........ای سپیدان سیاه اندیشه، با دلهای مالامال محنت

کار می کردیم. و شب ها، بستر ما خاک سرد و آسمان، شولای ما می بود

و هنگامیکه شلاق شما بر پیکر عریان ما بیداد می کردند

در آن هنگام، فریاد سیاه ما

و بانگ طبل ها، اندوه ما را اوج می دادند........

ولی امروز......

ولی امروز، این خشمی که در ما اوج میگیرد........نوید روزهای روشنی دارد

هلا.......ای تیره شب

 و ای فرزند من هشدار       ز جا برخیز

میندیش از سکوت دخمه ها، از سیلی خمپاره ها، از نیش خنجرها

میندیش از نقاب رنگها، ازاین سیاهی ها

اگر چون شب سیاهم من

اگر چون شب سیاهم من

گناهی نیست، ننگی نیست، این فرمان تقدیر است

گناهی نیست، ننگی نیست، زیرا قلب های مهربان ما، سپید و گرم چون پیمانه ای شیر است

تو پیروزی، زجا برخیز      سکوت خویش را بشکن

و زنجیر اسارت را ز دست و پای خود بفکن

و از ژرفای دل فریاد کن

آی...........ای سپید سنگدل بیداد خود بس کن

تو انسانی و منهم چون تو انسانم          و نفرین بر تو و آن قلب سنگت باد

وزین خون ریختن ها، ظلم ها، بیداد ها، نیرنگ و پستی ها

وزین غارتگریها، زشتکاری ها، سیاهی ها           در اوراق سپید دفتر تاریخ

ننگت باد    ننگت باد     ننگت باد...............