به یادتان می آورم ، با انتشار مقاله خروش زارعان و سکوت مالکان دو روایت و از پس آن دو دیدگاه متفاوت مطرح شد. یکی اینکه زارعان علیه کانال های آب باغچه ها خروشیدند و دیگر اینکه به دستور مالکان این حرکت از زارعان سر زد و نتیجه اینکه بنده نگارنده، متهم به دروغ پردازی و در محکمه ارباب زاده ها محکوم شدم... از آنجاییکه راویان این واقعه همگی مردم چوپانان هستند که صداقتشان مثال زدنیست و نمی بایست به دروغگویی متهم بشوند و این باور که کسی دروغ میگوید که نفعی عایدش بشود و در آن نفعی ندیدم. لذا در پی تحقیق برآمدم  و دریافتم که حقیقت امر در لابلای هر دو دیدگاه نهفته است ... و نه راویان معتقد به خروش زارعان دروغ گفته اند و نه خدای نکرده ارباب زاده های ناقل اخبار...بشنوید،

همه ی رعیت ها بدون استثنا ناراضی بودند، چرا که نه تنها نفعی عایدشان نمی شد، بلکه اگر به علت کمبود آب ، زمینی نصفه، نیمه، تر می شد مورد مواخذه ارباب قرار می گرفتند. شنیدم که فرزندان بعضی از آنها ، شب تا صبح، کشیک میدادند که  مواظب باشند کسی کانالها  را باز نکند. بیش از نیمی از مالکان هم که یا کانال کشیده بودند و یا نکشیده بودند ناراضی بودند. فقط میماند چند نفر از مالکان که متحمل هزینه های  سنگینی برای گود کردن باغچه ها و کول گذاری کانال ها شده بودند... مالکان موافق بی آنکه از مالکان مخالف دعوت کنند در نشستی برای اینکه با مخالفان که همه از اقوامشان بودند رو در رو نشوند، تصمیم گرفتند، تا رعیت ها را جلو بیندازند و حتی تا آنجا پیش رفتند که به رعیت های خود توصیه کردند که آن روز تا پایان کار از خانه هاشان بیرون نیایند، زیرا در گیری را اجتناب نا پذیر می دانشتند... حال مردمی که از توافقات پشت پرده بی خبرند و زارعان را می بینند که نقطه به نقطه، هر کدام  کنار یکی از کانالها ایستاده اند ، در حالیکه کلنگی را بالای سر برده  و وقتی به یکباره پایین می آورند چندین کانال کور می شود، آیا معنی غیر از خروش زارعان می دهد؟